8-September-2010 مطابق با چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ امروز
     جستجو
  RSS آرشیو تماس با ما پیوندها صفحه نخست  

آخرین اخبار

مطهری: دولت مانع از رسيدگي به پرونده برخي مقامات دولتي در دستگاه قضايي مي‌شود
شايعه اخراج آجورلو/ احتمال بازگشت كريمي به استيل آذين؟
حمله هوایی به نیروگاه بوشهر در روز افتتاحیه!
رد درخواست دو مشاور میرحسین
” خبر خبرگزاری فارس مبنی‌ بر اجباری شدن چادر در مدارس کازرون کذب است“
عزت‌الله سحابی بستری شد
هشدار آمریکا به ترکیه در قبال ایران
وضعیت قرمز بانک‌ها از نگاه رییس اتاق بازرگانی تهران
” هيچ دستوري در ممنوعيت پخش ربنا با صداي شجريان ابلاغ نشده است“
نماینده حامی دولت: من از شنیدن صدای ربنای شجریان حالم به هم می خورد!
رومانی: با ایران جنگ شود، طرف اسرائیل را می‌گیریم
” علاقمندان به «ربنا»ی شجریان دشمنان انقلاب هستند“
قبضهای 200 هزار تومانی برای ساروی ها
نامه افشاگرانه از پشت پرده همایش ایرانیان خارج کشور
علی کریمی به جرم روزه خواري از استیل آذین اخراج شد!
نسخه چاپی ارسال به دوستان
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸
کاش فقط براي بازي باشد! / فرناز حسنعلي زاده


نخستین: «گلايه از عدم استقلال نهادي که بايد مستقل باشد»، «انتقاد از برخورد دادگاهي»، «شکوه از نهادهاي موازي که از نهادهاي اصلي نيرومندتر است»، «به اسم آوردن نيروي جوان و اخراج کردن و خالي کردن صندلي به کام خود»، «دعوا بر سر رياست»، «حساب پر تحويل دادن و حساب خالي تحويل گرفتن»، «نامه نگاري به نهاد اجرايي براي دور زدن مسوولان مرتبط و گرفتن پست و مقام»، «نبود نظم»، «خروجي هيچ»، «فقط در حرف از پاکي حرف زدن»، «در 50 سالگي به اسم بازنشستگي اخراج کردن»، «کنار گذاشتن هر غيرخودي» و... خدا را شکر که همه اينها اگرچه بازي نيست اما براي يک بازي است. بازي سياست نه، بازي فوتبال؛ همين فوتبالي که دو تيم با تعداد بازيکن مساوي و يک داور بي طرف در يک زمين سبز دنبال يک توپ مي دوند و هم تماشاگران، هم بازيکنان و هم مربيان مي دانند چه چيز خطاست و کجا سوت مي زنند، کجا اخراج مي کنند و گل يعني چه. دو تيم با تعداد بازيکن مساوي و يک داور بي طرف در يک زمين سبز دنبال يک توپ مي دوند و کلي تماشاچي مي آيد و کلي تماشاچي پاي تلويزيون مي نشيند. بامعرفت هايشان هم مي گويند برد و باخت مهم نيست، آمده اند بازي خوب ببينند. اشکنک و سرشکستنکش کسي را نمي کشد. بازي است ديگر. شکستش هم مثل اشکنکش بازي است يعني همه فکر مي کنند بازي است؛بازي که دوشنبه شب محمد دادکان از پشت پرده قوانين نوشته اش گفت؛ «گلايه از عدم استقلال نهادي که بايد مستقل باشد»، «انتقاد از برخورد دادگاهي»، «شکوه از نهادهاي موازي که از نهادهاي اصلي نيرومندتر است»، «به اسم آوردن نيروي جوان غيرخودي را اخراج کردن و خالي کردن صندلي به کام خود»، «دعوا بر سر رياست»، «حساب پر تحويل دادن و حساب خالي تحويل گرفتن»، «نامه نگاري نهاد اجرايي براي دور زدن مسوولان مرتبط و گرفتن پست و مقام»، «نبود نظم»، «خروجي هيچ»، «فقط در حرف از پاکي حرف زدن»، «در 50 سالگي به اسم بازنشستگي اخراج کردن» و «کنار گذاشتن هر غيرخودي» ... اينها اگرچه پشت پرده هاي فدراسيوني بود که براي «بازي» است و نه چيز ديگر اما يک سوال که اينجا پيش مي آيد و زياد شبيه بازي نيست اين است که آيا اين مدل، اين پشت پرده، اين ناگفته ها در ساير ارکان مديريتي در عرصه هاي مختلف وجود دارد يا نه؟ آيا فقط براي «بازي» اين همه دست هاي پيدا و پنهان در کارند يا مثل همان حکايت معروف که «همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد» مي توان ردپاي همين مدل مديريت را در نهادهاي رده بالاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و... پيدا کرد و اينها واقعيت هاي عمومي در ساختار مديريتي کشور است. شکست در فوتبال آنقدرها هم سخت نيست. بازي است و قابل جبران. نهايتش سري مي شکند، بخيه مي خورد، خوب مي شود، از ياد مي رود. اما اگر همه چيزمان به همه چيزمان بيايد ...


* اعتماد



نظرات بینندگان


:نام
:ایمیل
:متن پیشنهاد

کپی برداری از مطالب سایت با ذکر منبع مجاز است